ظریفه

یک افسر پلیس توضیح می دهد که چگونه زندگی او از زمان تصاحب تغییر کرده است

Zarifa

تمام امیدها و رویاهای من پس از تسلط طالبان از بین رفت.


ظریفه (نام مستعار) حرفه درخشانی در پیش داشت، او که فارغ التحصیل حقوق بود و در خارج از کشور تحصیل کرده بود، به نیروی پلیس افغانستان پیوسته و افسر شده بود. او در کنار شغلش تحصیل کرد و در سمستر آخر کارشناسی ارشد خود را در یک دانشگاه معتبر گذراند. حالا او در خانه می ماند و چیزی جز آینده ای تاریک برای خود و دوستان زنش نمی بیند.


پس از فروپاشی دولت، طالبان با او تماس گرفتند و از او خواستند که به شغل پلیس خود بازگردد و وعده پرداخت معاشش را از قطر دادند، اما پس از بازگشت به کار او وضعیت متفاوتی پیدا کرد، وقتی پس از به واك رسيدن به دفترم برگشتم هرج و مرج بود، بعضی از وسایل خراب شده بود و همه ما از دیدن طالب به عنوان مدیر جدید مان با لباس هاي کالا و لنگي ترسیدیم، من نتوانستم با آن روبرو شوم و به دستشویی رفتم و گریه کردم، ظريفه كامنت گرد.


خانواده او از امنیت او می ترسیدند و نگران بودند که ممکن است توسط طالبان آسیب ببیند، کشته یا ربوده شود و از او خواستند در خانه بماند. ظریفه اکنون یکی از ده‌ها افسر پولیس زن است که کار را ترک کرده و بدون درآمد زندگی می‌ کنند، برخی از آنها قبلا تنها نان ‌آور خانواده ‌های خود بودند، تمام امیدها و رویاهای من پس از تسلط طالبان از بین رفت و از آن لحظات حتی در خانه ‌ام احساس امنیت نمی ‌کنم، من فکر می کنم آنها میایند و من را ميکشند، ظريفه كفت.


زمانی که در دولت قبلی به پولیس يكجا شدیم، پیوستن زنان به ارتش هنوز برای خانواده‌ ها و جامعه ما از فكر بيرون بود، اما ما سخت برای آن جنگیدیم و به رسمیت شناخته شدیم و اوضاع ها کم کم شروع به تغییر کرد، ما همه چیز را ظرف چند روز و چند هفته از دست دادیم، او اضافه كرد.


ظریفه اکنون در خانه مانده و با افسرده گي و نگراني دست و پنجه نرم می کند، او احساس می کند زنانی مانند او ٢٠ سال پیشرفت و کار سخت را از دست داده اند، او داستان دوستانی را می شنود که توسط طالبان در منطقه برچی در کابل دستگیر شده اند، اما نمی داند که چه بر سر آنها آمده است و او را پیش از پیش برای آینده اش ور خطا می کند.


برخی از دوستان او تصمیم به ترک افغانستان گرفتند و به کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان گریختند، سومیه دوست ظریفه از نیروهای ارتش ملی و همکار پولیسش بود، سمیه، مادر و دو خواهر کوچکش هر کدام ٢٠٠٠٠ افغانی برای یک سفر خطرناک چهار روزه از مرز چمن به یک قاچاقچبر پرداخت کردند و اکنون به طور غیرقانونی در پاکستان زندگی می کنند، حتی اینجا هم احساس امنیت نمی کنم، من نمی توانم برای ثبت نام به اداره مهاجرت بروم و نمی توانم به سفارت ها بروم زیرا می ترسم دستگیر شویم، سمیه در پیامی به ظریف گفته است که آنها بیش از ٢٧٠ خانواده را به افغانستان اخراج کرده‌اند.


یکی از دوستان و همکار سابق، عالیه رئیسی که رئیس زندان هرات بود نیز از او خواسته شده بود که به کار خود بازگردد، اما ناپدید شده و هیچ خبری از محل نگهداری و امنیت او نيست.


با خبر بد از دوستان، خانواده و همکاران سابق ظریفه امید چندانی نمی بیند، در اخير من هیچ امنیت جسمی یا روحی برای دوستانم در افغانستان یا کسانی که به پاکستان فرار کرده اند نمی بینم، ما آینده ای نداریم.

Interview with Afghan Witness

Source: