شهریار

یک فعال همجنس گرا جوان که برای آینده می جنگد.

Shahryar

وجود ما در خطر است.


شهریار نام مستعار یک جوان ٢٠ ساله افغان اهل هرات است.


شهریار وقتی برای اولین بار متوجه شد که همجنسگرا است نوجوان بود، چند سال پس از آن بود که خانواده اش از دایکندی زادگاهش به هرات نقل مکان کردند، چند سال بعد در پانزده سالگی اولین رابطه واقعی خود را داشت، برای یک سال به نظر می رسید شروعی برای همیشه اما بعدأ از هم جدا شدند.


شهریار احساس می کند مجبور است زندگی خود را به عنوان یک همجنسگرا مخفی کند، او حتی آن را از خانواده خود پنهان کرده است، با هر حال او به طور عام ​​از حقوق لزبین، همجنس گرا، دوجنسه، ترانسجندر و دگرباش یا پرسشگر جامعه افغان در رسانه های اجتماعی دفاع می کند، شهریار به افغان وتنس گفت که حساب‌ های رسانه‌ های اجتماعی او چندین بار گزارش شده و حذف شده‌اند، اما عزم او برای ادامه فعالیت‌ های آنلاین خود ثابت مانده است.


شهریار در حال آماده شدن برای کنکور (امتحان ورودی دانشگاه) بود که طالبان در ١٢ اګست ٢٠٢١ هرات را پس از یک سری تلاش های ناموفق تصرف کردند، پس از تسلط طالبان شهریار متوجه شد که دیگر نمی تواند در هرات بماند، او گفت:


قبل از تسلط طالبان، گرچه لزبین، همجنس گرا، دوجنسه، ترانسجندر و دگرباش یا پرسشگر افغان در ترس از سوی جامعه گسترده تر و بنیاد گرایان مذهبی زندگی می کردند، ما می توانستیم وجود داشته باشیم اما تحت رژیم طالبان موجودیت ما در خطر است.


پس از سقوط شهر هرات به دست طالبان آنها شروع به تعقیب و سرکوب مخالفان خود، فعالان مدنی و مقامات سابق دولتی کردند، شهریار به افغان وتنس گفت که طالبان مردم را با این توجیه جعلی که آدم ربايان هستند کشتند، دوستان گرچه لزبین، همجنس گرا، دوجنسه، ترانسجندر و دگرباش یا پرسشگر شهریار شروع به مخفی شدن و نقل مکان به مکان های مختلف کردند. پس از ناپدید شدن یکی از دوستان نزدیکش، شهریار تصمیم گرفت که او نیز مخفی شود.


ارتباطم با نزدیکترین دوستم قطع شد، تليفون او ناگهان در دسترس نبود وحساب‌ ها وصفحات اجتماعی او ناپدید شدند، فهمیدم که برخی از فالوورهای شبکه های اجتماعی وبه نام دوستان من را به طالبان راپور داده اند واکنون آنها به دنبال من هستند.


پلان اولیه شهریار این بود که به دایکندی سفر کند و مدتی در آنجا پنهان شود اما دوستانش توصیه دیگری کردند. شهریار پس از دو ماه مخفی شدن در هرات تصمیم به ترک افغانستان گرفت، از آنجایی که راه قانونی برای سفر وجود نداشت تصمیم گرفت به نیمروز ولايت در جنوب غربی افغانستان که در شرق ایران قرار دارد برود و از آنجا به طور غیرقانونی از مرز به ایران رد شود، شهریار با کمک مالی خانواده و قرض گرفتن وجه نقد از دوستانش، با پرداخت ٧ میلیون ریال ایرانی (حدود ١٧٠$ دلار آمریکا) به قاچاقبران انسان، سفری خطرناک را آغاز کرد.


وقتی به سمت ایران رفتیم در مجموع ٢٠٠ نفر بودیم اما همه نتوانستیم از آن طرف عبور کنیم، از روی دیوار جمپ زدم و سپس به پشت موتر پناه بردم، مجبور شدم در آنجا خمیده بمانم، که کمرم را به داخل می‌ کشید برای دیسک کمرم مشکلی ایجاد کرد، من هنوز هر روز از آن درد دارم.


شهریار پس از ورود به ایران موفق شد با کمک دوستانش از کمپ پناهندگان خارج شود، سپس به اصفهان سفر کرد که در حال حاضر در آنجا ساکن است، به دلایل حفظ حریم خصوصی و امنیتی نام شهر واقعی را تغییر دادیم. شهریار در چند روز اول به دلیل زخمها که در سفر از نیمروز به ایران متحمل شده بود مجبور شد در تخت خواب بماند. او سپس توانست شغلی بیابد و به اندازه ای درآمد داشته باشد که بتواند مصارف روزانه خود مانند غذا، پوشاک و تيلفون را تامین کند، باوجود خطراط همچنان در شبکه های اجتماعی فعال است و از حقوق جامعه لزبین، همجنس گرا، دوجنسه، ترانسجندر و دگرباش یا پرسشگر افغانستان دفاع می کند.


شهریار از آلمان درخواست پناهندگی داده است و منتظر است پاسخ مقامات را دریافت کند، در این بین او با سازمان‌ های حامی جوامع در چندین کشور كي از جامعي لزبین، همجنس گرا، دوجنسه، ترانسجندر و دگرباش یا پرسشگر در ارتباط است و از حمایت ‌های حیاتی، اگر محدود برخوردار شده است.


من از افسردگی رنج می برم و دوره های بدون امید را پشت سر می گذارم، اما هرگز نمی توانم جلوی حمایت خود را بگیرم. این به من دلیل می دهد. با قدرت گرفتن طالبان، افغان ها آینده ای ندارند آنها چه در داخل باشند و چه در خارج با شرایط بسیار سختی روبرو هستند، در خارج از افغانستان، میزان خودکشی وحشتناک است، هیچ کس حتی در مورد آن صحبت نمی کند.


با هر حال او این مصاحبه را با این خوش بینی به پایان می رساند که نسل جوان در افغانستان آگاه، آگاه، و دانش فنی هستند. او اذعان می کند که ممکن است زمان ببرد، اما در نهایت آنها برای حقوق خود کنار هم خواهند ایستاد و طالبان را به چالش خواهند کشید.

Interview by Afghan Witness

Source: