سخی

یک مسول کافي خانه و فعال مدني برای جرم گرايي فرهنگ خود عزادار است

Sakhi

برای سخی، او دیگر احساس نمی کند که زندگی در افغانستان ارزش زندگی کردن را داشته باشد


سخی كي نام واقعی او نیست، قبلاً آرزوی عضویت پارلمان را داشت، ممکن است ان در حال حاضر یک عمر پیش به نظر برسد، او یک فعال حقوق مدنی و کار آفرین است، که قبل از تسلط طالبان به یکی از رویاهای دیگر خود رسيد یعنی افتتاح و اداره یک کافي خانه مصروف. ان بیش از یک کافي خانه بود، یک مرکز فرهنگی، مکانی برای رویدادها و اجراها، گفتگوهای سیاسی، شعرخوانی و سایر رویدادهای هیجان انگیز بود.


سخی دوست داشت مردم را دور هم جمع کند، آنها را به هم يكجا کند و جامعه ای را بر اساس نظر های مشترک ایجاد کند، سخی در کنار اداره کافي خانه همچنان فعال سیاسی بود و هرگز از نظر های سیاسی خود دست برنداشت، در سال ٢٠٢١ او حتی تصمیم گرفته بود که تولید محتوای خود را برای کمک به پیشبرد مکالمات خاصی که به آنها باور داشت شروع کند، او تجهیزات كمره هايي مناسبی خرید و آماده راه اندازی اولین نمایش خود شد.


اما همه چیز در کمتر از ۲۴ ساعت در ۱۵ اګست۲۰۲۱ زمانی که طالبان وارد کابل شدند تغییر کرد.


سخی بلافاصله متوجه شد که چه چیزی در خطر است، او باید فوراً کافي خانه را ببندد، بسیار مهم بود كه به طور ناگهانی ظاهری کم داشته باشد، یا ناگهان چهره اش به هدف تبدیل شود.


با وجود افزایش شایعات در مورد ورود قریب شدن طالبان، سخی طبق معمول روز بعد ساعت ٨ صبح به دفتر خود رفت. ساعت ١٠ صبح با حالت ناراحتی از خواهرش تماس دريافت، كه تازه از كودكستاني دخترش به او زنگ زده بودند و گفتن که بیاييد و دخترش را ببرد، دستور تعطیلی مكتب و کودکستان ها صادر شده بود، چیزها ناگهان بسیار واقعی به نظر می رسید، او به سخی نیاز داشت تا برود دخترش را بیاورد، سخی تيلفون را گذاشت و بلافاصله دفتر را ترک کرد تا برود و خواهرزاده اش را از مكتب بیاورد و به خانه ببرد.


در راه بازگشت به دفتر، او می گوید که متوجه شده است که شهر ناگهان کاملاً متفاوت است، صحنه های روزمره با یک احساس فوریت پنهان آمیخته شده بود، سردرگمی و هرج و مرج درست در زیر سطح وجود داشت، مردم در آستانه وحشت بودند اما مطمئناً این فقط موقتی است، او فکر کرد دولت این انتظار را داشته است و آنها باید برنامه ای داشته باشند.


و این زمانی بود که تيلفون شروع به زنگ زدن کرد، ابتدا خانواده نزدیک او بودند به زودی به نظر می رسید که اقوام او که سال ها از او خبری نداشت ناگهان او را زنگ زدند، تا صحبت کند نگران برنامه ریزی بودند، عجیب است که هیچ کس قبلاً برنامه ای نداشت، اینطور نبود که آنها فكر نمي كردن اين فرا خواهد رسيد فقط اینکه آنها نمی خواستند واقعیت باشد.

زمانی که به دفترش رسید، با عجله به داخل رفت تا لپتاپ و برخی اسناد مهم را بگیرد، در سریع ترین زمان ممکن دفتر را قفل کرد و پیاده راهی خانه شد.


چندی بعد نبود كه متوجه شد که اشرف غنی رئیس جمهور پیشین خودش از کشور فرار کرده و طالبان وارد کابل شده اند.


سخی می گوید از زمان تسلط طالبان بر افغانستان هیچ درآمدی ندارد، و در ترس از آزار و اذیت در خانه اش در کابل زندگی می کند، از آنجایی که او جرأت کرده بود علیه فساد حکومت سابق افغانستان و جنایات طالبان صحبت کند، از زمانی که آنها کنترول را به دست خود گرفتند او از امنیت خود در ترس به سر می برد.


او می گوید اگر وضعیت به همین صورت ادامه یابد آینده ای نمی بیند.


بر اساس عفو عمومی که طالبان در زمان تصرف کابل اعلام کردند هیچ کس از مخالفان تحت ازار و ازيت قرار نخواهد گرفت، با هر حال سخی باور ندارد که آنها به قول خود وفادار باشند و می گوید، برخی از فعالان مدني افرادی مانند او قبلا ناپدید شده اند او مشکوک است که آنها توسط طالبان ربوده شده باشند، در هر صورت هیچ کس نمی داند چه بر سر آنها آمده است و فکر می کند ممکن است به زودی خود را در همان موقعیت بیابد.


سخی می گوید که احساس می کند افغانستان در یک شبه نیم قرن به عقب برگشته است، این تغییر در آزادی زنان و تیکنالوژۍ است که بیشترین تأثیرات را خواهد داشت، زنان در داخل خانه های خود توسط طالبان زندانی خواهند شد و افراد تحصیل کرده از تیکنالوژۍ محروم خواهند شد، برای سخی شخصا این موسیقی، کتابخانه ها، کافي خانه ها و مراکز فرهنگی هستند که همیشه معنا و تجربه معناداری را به زندگی او در کابل آورده اند، اگر آنها بسته بمانند او دیگر زندگی برای خود در افغانستان نمی بیند.

Interview with Afghan Witness

Source: