رخسار

یک پيلوت زن افغان آخرین روزهای اقامت خود را در افغانستان به یاد می آورد، و نگران خانواده به جای مانده اش است.

Rukhsar

رخسار كه نام واقعی او نیست، یک پيلوت در نیروی هوایی افغانستان در آخرین پرواز خود.


رخسار که نام واقعی او نیست، پيلوت نیروی هوایی افغانستان است او سال گذشته آخرین پرواز خود را به قندوز انجام داد، هنگامی که او به سمت ولايت شمال پرواز می گرد نمی دانست این آخرین پرواز او به عنوان پيلوت در افغانستان خواهد بود.


در حالی که جنگجویان طالبان در ماه اګست سال گذشته به سرعت پیشروی کردند، رخسار به افغان وتنس می گوید که چگونه پرواز به ولايت هایی که تحت کنترول دولت باقی مانده بود خطرناک تر شد.


او فکر می کرد که این وضعیت موقتی خواهد بود، اگرچه شدت آن زمانی مشخص شد که او دستور خودداری از رفتن به خانه یا فرودگاه را به دلیل تهدید به حمله دریافت کرد. رخسار هر زمان که به خانه می رفت مسیرش را تغییر می داد، حتی گاهی آدرس خانه اش را تغییر می داد: «من لذت پیاده روی آزادانه، رفتن به خرید یا ملاقات با دوستان را نداشتم، زیرا برای من خطرناک بود، او تشريح ميكرد.


رخسار در ۱۴ اګست ٢٠٢١ خود را برای پرواز به مزارشریف مرکز ولایت بلخ آماده می کرد، اما متوجه شد که دیگر امن نیست، رخسار بالهای خود را کاملاً بریده یافت، او دیگر نمی توانست پرواز کند حداقل نه به عنوان یک پيلوت.


یک روز بعد رخسار از تصرف کابل توسط طالبان خبر شد، همکاران او در نیروی هوایی افغان پرواز خود را به کشورهای همسایه آغاز کرده بودند، در حالی که او با نگرانی با همکاران باقی مانده برای تخلیه خود منتظر بود، اما متأسفانه هواپیماهای نیروی هوایی افغانستان برای تخلیه باقیمانده کارکنان هرگز برنگشتند.

من با تعدادی از همکارانم در ميدان هوايي ماندم، شب را در انتظار تخلیه گذراندیم اما هواپیماهای ما هرگز برنگشتند، او به یاد می آورد. ما دیدیم که هواپیماهایي آمریکایی در کابل فرود آمدند آنها شروع به تخلیه کارکنان خود کردند، با خود گفتیم. که اگر امشب نمی توانستیم آنجا را ترک کنیم، آخرین شب زنده ماندن ما خواهد بود.

رخسار به یاد می آورد که جمعیت زیادی به سمت فرودگاه می رفتند، هرج و مرج آغاز شد، آمریکایی ها و طالبان شروع به تیراندازی کردند، وحشت گسترده بود و او برای جان خود می ترسید، او می افزاید این جهنم پيشروي چشمان من بود.


در میان جمعيت مردم مبارزه ميكرد به همان اندازه انها نا اميد بودند، که برخی از آنها حتی سعی کردند به هواپیما بچسبند مبارزه می کرد، رخسار بی وقفه تلاش کرد تا خود را به هواپیماهای تخلیه برساند اما هر بار شکست می خورد، پس از برقراری تماس با برخی از همکاران خارجی خود سرانجام در ٢١ اګست از افغانستان خارج شد.


اما این سفر متفاوت بود این بار او پيلوت نبود بلکه یک تخلیه کننده بود، او که مجبور به ترک خانواده اش در کابل شده بود برای امنیت آنها تحت رژیم طالبان نگران است، او به ویژه برای خواهرش نگران است یک ورزشکار مشهور افغان، زیرا اکنون حقوق زنان در معرض تهدید جدی قرار دارد.


رخسار امروز همچنان منتظر است این بار نه برای هواپیما بلکه برای خانه، او در حال حاضر در یک پناهگاه پناهندگان در دوحه قطر به سر می برد و در انتظار اسکان مجدد است، اما تمرکز او روی آینده خودش نیست بلکه روی سرنوشت خواهر و خانواده اش است.


او می گوید، اجازه دهید فکر کنیم که همه افراد ورزشکار، جامعه مدنی و زنانی که در اردو کار می کردند کشور را ترک کردند، در مورد حقوقشان؟ در مورد تحصیلاتی که دریافت کردند، آینده برای آنها چگونه است؟ چه کسی مسئول همه اینها است؟

Interview with Afghan Witness

Source: