رنگینه

یک شاعر توضیح می دهد که چگونه محدودیت ها بر کار او تأثیر گذاشته است، و چگونه او مصمم است به نوشتن برای هدایت نسل های جوان ادامه دهد

Rangina

من تسلیم نشده ام زیرا به عنوان یک شاعر در قبال جامعه احساس مسئولیت می کنم

افغان وتنس نام مصاحبه شونده را تغییر داده است.

در هفته ‌های پس از ظهور مجدد طالبان، گزارش‌ های خبری به شرح جزئیات این بود که چگونه هنرمندان نقاشی ‌ها را دفن می ‌کردند، فیلمسازان هارد دیسک‌ های خود را پنهان می‌کردند و کتاب ‌فروشان عناوین ممنوعه را از قفسه‌ های خود حذف می‌ کردند. بخش هنر و فرهنگ افغانستان که علی رغم چالش هایی که کشور با آن روبرو بود، شکوفا شده بود به سرعت خاموش شد.

از زمان بازگشت طالبان در ماه اگست گذشته، بسیاری از هنرمندان کشور که قادر به خروج نبودند، بنا به گزارش ها مخفی شده اند، برخی دیگر ادامه میدهند، اما فقط در چارچوب محدودیت های طالبان.


رنگینه، شاعر و معلم هرات، قبل از تسلط طالبان، اولین کتاب خود را به تازگی منتشر کرده بود، در صنف های زبان انگلیسی شرکت می کرد تا برای امتحان تافل خود آماده شود و به طور منظم در کلوپ های کتاب و رویدادهای ادبی شرکت می کرد، گروه ادبیاتی که او در آن شرکت می‌ کرد هر هفته جمع می‌ شد تا نویسندگان بتوانند کار خود را به اشتراک بگذارند و بازخورد خود را تبادل کنند، اگرچه با بازگشت طالبان این کار متوقف شد.

رنگینه به افغان وتنس می گوید: پس از تسلط طالبان، یکی از همکاران ما توسط استخبارات طالبان دستگیر شد، طالبان درهای انجمن ما را بستند و به ما گفتند که زن و مرد نمی توانند در یک مکان باشند.

رنگینه می گوید که این انجمن چندین بار به تصمیم طالبان اعتراض کرده است، پس از تلاش‌ های متعدد، در نهایت به آنها اجازه داده شد که جلسات خود را از سر بگیرند، اما تنها در صورتی که از نظر جنسیتی تفکیک شده باشند، از آن زمان تعداد کاهش یافته است فقط برخی از زنان در جلسات شرکت می کنند، و مردان دیگر دور هم جمع نمی شوند.

رنگینه همچنین به افغان وتنس می‌ گوید که طالبان فقط دو ساعت به انجمن اجازه می ‌دهند تا جلسه خود را برگزار کنند، پس از آن سالن را بررسی می ‌کنند تا مطمئن شوند که هیچ مردی در میان شرکت‌ کنندگان وجود ندارد، قبل از اینکه به همه بگویند به خانه ‌هایشان بروند.


ترس از دستگیری

طالبان پس از بازگشت، عفو عمومی اعلام کردند، اما گزارش‌ های گسترده از قتل ‌های تلافی جویانه، ناپدید شدن اجباری و دستگیری‌ ها باعث ایجاد ترس در میان فعالان، روزنامه‌ نگاران، پرسنل دولتی و امنیتی سابق و هنرمندان شده است.


رنگینه می گوید: وقتی طالبان خالد قادری روزنامه نگار افغان را در هرات دستگیر کردند، ما وحشت کردیم، بر اساس گزارش های خبری قادری به اتهام تبلیغ علیه نظام و جاسوسی برای رسانه های خارجی به یک سال زندان محکوم شده است، رنگینه به افغان وتنس می گوید که علی رغم داشتن مخاطبان زیادی که برای خواندن شعر او از صفحات شبکه های اجتماعی او بازدید می کردند، حساب فیس بوک خود را تغییر داد و تلفن خود را خاموش کرد.

او می‌افزاید: ما نویسندگان واقعاً محدود شده‌ایم دیگر نمی‌ توانیم مانند گذشته با آزادی بنویسیم.

در دسامبر سال گذشته، گروهی از هنرمندان و خلاقان افغان در نامه ای سرگشاده به بوریس جانسون، رئیس جمهور بایدن و دیگر رهبران جهان درخواست نجات دادند، در این نامه، نویسندگان خود را بیکار، بی ‌آینده و در ترس دائمی از دستگیری و مرگ توصیف می ‌کنند و اضافه می‌ کنند که ما زندگی نمی ‌کنیم، بلکه فقط وجود داریم.

ارواح خرد شده

در حالی که جلسات ادبی رنگینه اجازه ادامه یافتن داشته است، او می گوید که از زمان بازگشت طالبان تنها توانسته در یک جلسه شرکت کند.


او می افزاید: هیچ انگیزه ای ندارم و دیگر نمی توانم بنویسم، هیچ چیز به من الهام یا انرژی برای نوشتن نمی دهد.


بسیاری از دوستان رنگینه که شاعر و هنرمند بودند به کشورهای همسایه یا اروپایی منتقل شدند، اگرچه خودش هنوز تخلیه نشده است.

او به افغان وتنس گفت: نام من در لیست تخلیه بود، اما هیچ پاسخی در مورد چگونگی تخلیه دریافت نکردم گرفتن پاسپورت نیز در حال حاضر بسیار دشوار است، لیست های اولیه ای که نام من در آن بود توسط کشورهای مختلف رد شد.

رنگینه می‌ گوید که خانواده ‌اش قصد دارند تا پایان سال کشور را ترک کنند، زیرا احساس می‌ کنند گزینه ‌هایشان تمام شده است.

من تمایلی به خروج از کشور ندارم، اما چه باید بکنم؟ او اضافه می کند، حداقل بهتر از زندگی تحت حکومت طالبان است.

زنان و دختران به ویژه از بازگشت طالبان متاثر شده اند، ماه گذشته طالبان فرمانی صادر کرد که بر اساس آن زنان افغان مجبور شدند صورت خود را در ملاء عام بپوشانند، در حالی که مکتب های دخترانه هنوز بازگشایی نشده است.

او می گوید: من در مکتب ابتدایی هم تدریس می کنم اما باید حجاب عربی دراز داشته باشم و صورتم را با ماسک بپوشانم، در غیر این صورت من اجازه ورود ندارم و آنها [طالبان] شکایت خواهند کرد، من حتی در محل کارم به شدت محدود شده ام.

در حالی که طالبان صراحتاً زنان را از کار کردن منع نکرده اند، بسیاری از زنان قادر به کار نبوده اند مگر اینکه در نقش های ضروری به کار گرفته شوند، رنگینه توضیح می دهد، کسانی که قادر به کار هستند، پروفایل خود را پایین نگه می دارند.

در حال حاضر، ادامه کار به این شکل بسیار ترسناک است، ما زنان حداقل می ‌خواهیم به سر کار برگردیم و بخشی از جامعه باشیم اگرچه من فکر می‌ کنم این امر آرزویی به نظر می ‌رسد.

نوشتن برای زنده ماندن

رنگینه در حالی که نوشتن برایش مشکل است، از نوشته های خود برای ثبت افکار و تجربیات روزانه خود به عنوان یک زن در افغانستان استفاده می کند، او می‌ گوید او همچنین برای افزایش آگاهی از وضعیت می‌ نویسد تا دنیا بفهمد ما اینجا چگونه زندگی می‌کنیم، رنگینه امیدوار است که اگر کسی تجربیات او را بخواند ممکن است به تخلیه او و خانواده اش کمک کند.

رنگینه می‌گوید: اگر زندگی به همین منوال ادامه پیدا کند همینطور که در زمان طالبان است، هیچ تفاوتی با زندان ندارد، تصور کنید شهری که در آن شکوفا می‌ شدید به یک زندان بزرگ تبدیل شده است.

رنگینه به افغان وتنس می گوید که برخی از چیزهایی که دیده است، از نظر روحی او را تحت تاثیر قرار داده است، او می گوید که یک روز در راه رفتن به محل کار جسد یک آدم ربای مظنون را دید که توسط طالبان به نمایش گذاشته شده بود.

او به یاد می ‌آورد: آن لحظه تکان ‌دهنده ‌ای بود بر وضعیت روحی من تأثیر منفی گذاشت و من نتوانستم آن روز در صنف تدریس کنم، شب های زیادی بی خواب شدم از ترس اینکه کسی وارد خانه ما شود و همین کار را با ما کند.

در اوایل سال جاری، افغان وتنس سه جسد آدم ربایان ادعایی را که توسط طالبان در هرات به نمایش گذاشته شده بود موقعیت یابی کرد، حادثه مشابهی که در آن اجساد سه مرد از جرثقیل در هرات آویزان شد نیز در ماه سپتامبر رخ داد که افغان وتنس نیز توانستند موقعیت جغرافیایی آن را شناسایی و تایید کند.

رنگینا علی ‌رغم ترس‌ هایش، سعی می‌ کند بر نسل‌ های جوان ‌تر افغانستان به‌ ویژه دختران تمرکز کند که احساس می ‌کند به حمایت او نیاز دارند.

او می ‌گوید: من تسلیم نشده ‌ام، زیرا به عنوان یک شاعر، نسبت به جامعه احساس مسئولیت می ‌کنم، دختران جوانی که تازه سفرهای شاعرانه خود را آغاز کرده اند به راهنمایی و مشاوره نیاز دارند من باید در کنار آنها باشم.

Source: