نیلاب

یک کارمند مخابرات تلاش می کند تا زندگی بهتري را در کابل جدید بسازد

Nilab

اگر بروم کجا باید بروم؟ چه کار خواهم کرد؟


نیلاب (نام مستعار) برای یک شرکت مخابراتی در کابل کار می کند و یک برنامه کارشناسی ارشد آنلاین در تجارت دیجیتال را در یک دانشگاه مستقر در بریتانیا دنبال می کند، قبل از تسلط طالبان او به آینده افغانستان امیدوار بود و معتقد بود که دولت افغانستان سابق که توسط رئیس جمهور غنی اداره می شود می تواند با وجود مبارزات و درگیری های جاری از حقوق بشر محافظت کند، او امیدوار بود که توافق صلح با طالبان به خونریزی در افغانستان پایان دهد.


نیلاب در مصاحبه خود با افغان وتنس، فداکاری و عزم خود را برای ماندن در افغانستان و اینکه فرصت های مهاجرت به کانادا را نادیده گرفته است ابراز کرد، در ١۴ اگست یک روز قبل از ورود طالبان به کابل نیلاب یک پیام از مسئول كار خود دریافت کرد و به او دستور داد که روز بعد ١٥ اگست از خانه کار کند. نیلاب گفت:


من در خانه بودم و حدود ساعت ۴ بجی بعد از ظهر در فیسبوک خواندم که رئیس جمهور غنی از کشور فرار کرده است، در آن لحظه بود که تمام امیدم را از دست دادم، فکر می‌ کردم در یک لحظه همه چیز از دست رفته است و حالا اینجا گیر مانده ام.


چرخش واقعیت ها برای نیلاب وحشتناک بود زیرا او شاهد سرگردانی موترها و جنگجویان طالبان در اطراف محله اش در کابل بود، نیلاب از ترس و شوک به مدت یک ماه خود را در خانه اش حبس کرد. آخرین باری که او طالبان را دیده بود در دهه ٩٠ بود زمانی که او تنها پنج سال عمر داشت، او هرگز تصور نمی کرد که طالبان برگردند.


در حالی که هزاران نفر در جریان تخلیه گسترده فرودگاه کابل در ماه اگست افغانستان را ترک کردند، نیلاب نتوانست تصمیم به ترک کشور بگیرد، او دائماً در مورد زندگی ای که ساخته بود فکر می کرد، در ٢٠ سال گذشته به طور خستگی ناپذیر تلاش می کرد تا برای خود شغلی ایجاد کند. او گفت:


يك زندگی در پیش روی شماست شما نمی توانید یک تصمیم تصادفی بگیرید و ترک کنید، اگر بروم کجا باید بروم چه کار خواهم کرد؟ نه می خواهم بروم و نه می خواهم بمانم.


در این روزهای نامشخص نیلاب خود را خوش چانس می داند که وظيفه دارد، او هر روز سر کار می رود و مستقیم به خانه برمی گردد، با هرحال وقتی جنگجویان طالبان موتری را که او با آن سر کار می رود متوقف می کنند و از او می پرسند که به کجا می رود برای او وحشتناک است.


اگرچه محل کار نیلاب یک محیط باز است و او می تواند چادر بپوشد یا نپوشد، اما زمانی که طالبان گهگاه برای انجام بررسی های امنیتی به آنجا می ايند اینطور نیست ، نیلاب ترس خود را از آمدن طالبان به محل کارش توصیف می کند، او شروع به لرزیدن می کند و فکر می کند ممکن است اتفاق وحشتناکي برای او رخ دهد. ترس دائمی نیلاب از بازدید و تحقيق گذاری شبه نظامیان طالبان زندگی او را دشوار می کند. او گفت:


جنگجویان طالبان از نداشتن معاش و نداشتن غذا و لباس به اندازه کافی شکایت دارند، اما اسلحه دارند و از اسلحه خود برای تهدید مردم و درخواست غذا و پول استفاده می کنند.


با وجود آن نیلاب فکر می کند که طالبان نخواهند ماند، زیرا آنها شایسته حکومت نیستند.


برای کشوری با جمعیت جوان، ٦٣٪ جمعیت افغانستان زیر ٢٥ سال سن دارند، تغییرات سیاسی اخیر بی انگیزه و افسرده کننده است، نیلاب حس عادی بودن و آزادی را که قبلاً از نظر حرکت، کار و انتخاب خودش از آن لذت می ‌برد پشتش خفه شده است، با وجود همه چیزهایی که از سر می گذراند او همچنان مقاوم و امیدوار به آینده نزدیک است، او هیچ برنامه ای برای خارج رفتند ندارد و همچنان متعهد به ماندن در افغانستان است.

Interview by Afghan Witness

Source: